تبلیغات دیروز نامه ای از آقای علی مطهری نماینده تهران در مورد رد صلاحیتش خطاب به هیئت اجرایی وزارت کشور منتشر شد که حاوی نکات زیبایی بود.یکی از این نکات نظر ایشان راجع به ولایت فقیه بود که حس کردم حرف دل من هست که برای دوستان بازنویسی میکنم:
دوستان طبق بخش نامه وزارت بهداشت قرار است از ما دانشجویان جدید الورود کارشناسی ارشد امتحان قرائت قرآن گرفته شود و ثبت نام در ترم جدید منوط به قبولی در این آزمون است.من نمی دانم واقعا آیا با قرائت اجباری قرآن جامعه دانشگاهی ما اصلاح می شود؟ شاید هم با قرائت قرآن مشکل تحصیل، اشتغال و ازدواج جوانان حل می شود ، نمی دانم.نمی دانم این سیاست های مزورانه چه دردی از دولت را دوا خواهد کرد؟ ولی به قول حافظ:
حافظ می خور و رندی کن و خوش باش ولی/ دام تزویر نکن چون دگران قرآن را
روزگاری دانشجو نماد نخبگی و بیداری ملت بود.روزگاری دانشجویان پیشاپیش مردم در متن تحولات اجتماعی و سیاسی بودند و شاید روزگاری نماد روشن فکری و نو اندیشی...
اما امروز چطور؟ امروز دانشجو نماد بی تفاوتی و دوری از مردم است.امروز دانشجویان دیگر در متن تحولات نیستند چرا که آینده ی روشنی پیش روی خود نمی بینند.شاید عده ای بخواهند نظر مرا نقض کنند و بگویند خیر دانشجویان در برگزاری تجمعات فعال هستند فی المثل حمله به سفارت انگلستان...اما باید عرض کنم بنده خودم زمانی در این جریانات حضور داشتم ولی باور کنید حتی 1 درصد دانشجویان هم عضو بسیج و انجمن اسلامی نیستند و متن دانشجویان ارتباط و علاقه ای به این گروه ها ندارند و نمی خواهم عرض کنم که اکثر اعضای این گروه ها به چه اهدافی وارد این گروه ها شده اند و من چرا از این گروه ها فاصله گرفتم.
به راستی چرا چنین است؟ چرا دانشجویان به آینده ی روشن امیدی ندارند؟ چرا از دانشجویان انتظار آرمان گرایی و تولید علم داریم ولی هرگز محقق نخواهد شد؟ چرا درصد زیادی از دانشجویان به انواع مواد مخدر و سایرناهنجاری ها دچارند؟
امروز بیشترین درصد بیکاری مربوط به فارغ التحصیلان دانشگاه هاست و متاسفانه کیفیت آموزش بسیار کاهش یافته است.امروزه افزایش بی رویه ای در جذب دانشجو رخ داده و دانشگاه ها با مشکلات عدیده ای روبه رو هستند.دانشجویان هم امید زیادی به پیدا کردن شغل مناسب ندارند و قید ازدواج به موقع را باید بزنند.دولت محترم هم که با سیاست های اشتباه خود هر روز بر تعداد دانشگاه ها و دانشجوها می افزاید بی آن که کیفیت رو بالا ببرد و شغلی مناسب هم ایجاد کند.دولت محترم از سویی فارغ التحصیل دانشگاهی را افزایش می دهد از سوی دیگر هم اکثر مشاغلی که ایجاد می کند مشاغل کارگری است و متاسفانه دانشجویان اقبالی به آن ندارند حتی اگر فارغ التصیل دانشگاه واحد فلان ده کوره باشند.از سویی دیگر سن ازدواج هم به دلیل نبود درآمد و تضمین نبودن اشتغال افزایش پیدا کرده است و این خود باعث بسیاری از ناهجاری های اخلاقی و اجتماعی شده است و ذهن بسیاری ازدانشجویان نگران پیدا کردن شغل و ازدواج ب موقع است که در عمل به یک افسانه ی دست نایافتنی تبدیل شده است.
آیا با وجود این مسائل ومشکلات باز هم می توان از دانشجو انتظار داشت آرمان گرا باشد و به تولید علم و نهضت نرم افزاری فکر کند و در متن تحولات باشد؟؟؟
دکتر شریعتی 40سال قبل مرثیه ای برای سیدالشهدا نوشته است که همچنان خواندنی است.
این نوشته را به نقل از کتاب " حسین وارث آدم" می خوانید:
شب عاشورا بود، عاشورای سال ۴۹؛ گفتم بروم به مجلس روضه ای، که صدایش از هر کوچه و
خانه امشب بلند است. منصرف شدم. اما شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود وخانه یکپارچه
سکوت و درد، چه میتوانستم کرد؟ از خودم توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف
شوم، اما چگونه میتوانستم خود را از عاشورا منصرف کنم؟
نامه ام را که به دوستم نوشته بودم - دوستی که هرگاه روزگار عاجزم میکرد و رنج به نالیدنم وا میداشت، به پناه او میرفتم - برگرفتم، گفتم در این تنهایی درد و این شب سوگ، بنشینم و با خود سوگواری کنم، مگر نمیشود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خویش نوشتم، آنچه را در نامه ی او برای خود نوشته بودم و تصور غربت و رنج خودم بود، تصحیح کردم تا تصویر غربت و رنج حسین گردد.
... پیش چشمم را پرده ای از خون پوشیده است.
در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز دجله و فرات، این دو خصم خویشاوندی که هفت هزار سال، گام به گام با تاریخ همسفرند، غریو و غوغای تازه ای برپا است:
امروز شکر خدا تونستم با خانواده برم به شهر زیبای تبریز و تو دانشگاه علوم پزشکی تبریز ثبت نام کنم.وای که چقدر از محیطش خوشم اومد.خیابون دانشگاه یه خیابونیه که دانشگاه های تبریز و علوم پزشکی و مراکز تحقیقاتی شون تو دو طرف خیابون واقع شدن.کنار خیابون دانشکده دندانپزشکی و بیمارستان امام رضا(ع) (بیمارستان خیلی شیکیه) واقع شدن و پشت سر اونا دانشکده پزشکی و دانشکده داروسازی قرار دارن.دانشکده ما که اسمش هست دانشکده علوم نوین پزشکی توی دانشکده پزشکی قرار داره.دانشکده پزشکی دانشکده خیلی بزرگ و تمیزیه که تو نگاه اول خیلی ازش خوشم اومد خلاصه جاتون خالی امروز کلی خوشم و شاکر خدا بر این همه نعمتش.در پایان این مطلب میخوام یه بیتی رو از شاعر بزرگ تبریزی استاد شهریار تقدیم دوستان کنم:
با عقل، آب عشق به یك جو نمىرود
بیچاره من كه ساخته از آب و آتشم
پی نوشت: در ضمن امروز که من وارد تبریز شدم روز بزرگداشت استاد شهریار هم بود و من این رو به فال نیک می گیرم.

روی سنگ قبرم بنویسید:
آمدنم دست خودم نبود، رفتنم دست خودم نبود ولی بودنم دست خودم بود
و من در گرو بودنم...
وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی)طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه)
مرد کاغذی (ابراهیم )
پی نوشت: از شنیدن خبر ازدواج همکلاسی گرامی ام خانم شاه نعمت اللهی و برادر عزیز آقا محمد بسی خرسند شدم.از خدای متعال برای ایشان سعادت و سلامت را خواستارام.
شاید خیلی ها به این پست من بخندند ولی ان شاالله بعدا صحت گفته های بنده اثبات خواهد شد.
به نظر بنده حکومت کنونی سوریه در آینده نه چندان دور قطعا سقوط خواهد کرد.این شورش ها و ترورها ادامه خواهد یافت و تحریم های غرب هم هر روز بر ضعف دولت سوریه خواهد افزود و طی یک شبه کودتای انقلاب نما که با تایید غرب و کشورهای وابسته عرب همراه خواهد بود حکومت اسد به آخر راه خواهد رسید و جای خود را به یک دولت وابسته به غرب و اسراییل خواهد داد که همان سفیانی معروف در روایات است.
پی نوشت:همان طور که در روایات ذکر شده امام زمان(ع) ظهور نخواهد کرد مگر بعد از خروج سفیانی
امسال هم مثل سالهای قبل سریال های ماه رمضان بعد از افطار مهمان خانه های ما بودند.این سریال ها معمولا در این شب ها پر مخاطب هستند و به همین دلیل باید مورد آسیب شناسی و واکاوی قرار گیرند.یکی از این سریال ها مجموعه "پنج کیلومتر مانده به بهشت" بود که بنده پی گیر آن بودم.متاسفانه امسال هم مثل سال قبل سریال شبکه 3 شاید ضعیف ترین مجموعه بود.به نظر بنده این سریال متاسفانه از ضعف ساختاری شدیدی رنج می برد.یکی از این ضعف ها به ضعف کاراکترهای این داستان مربوط می شد.در این داستان مرتب گفته می شد که "همایون" انسان خوبی است ولی معلوم نیست این "آدم خوب" چگونه "قاچاقچی داروهای گران قیمت فاسد" است یا چرا این شخصیت پول دار که اعتقادات مذهبی محکمی هم ندارد حاضر شده فرزند یک معتاد را بزرگ کند.همچنین کاراکتر "آیدا" هم باور پذیر نیست این شخصیت بسیار مذهبی می نماید ولی معلوم نیست تربیت خانواده متمول و غیر مذهبی باعث مذهبی شدن او شده یا پول های حرام و شبهه ناک پدرش.کاراکتر "امیر حسین" هم از چنین ضعفی رنج می برد.مشکل دیگر این سریال پرداختن هالیوودی به مسئله روح و برزخ است.در این سریال به "روح های سرگردان" پرداخته می شود در حالی که طبق آیات و روایات چنین روح هایی وجود ندارند که بتوانند به اختیار خود به هر جا سرک بکشند و به خواب هر کس که می خواهند وارد شوند زیرا اختیار از ویژگی های انسان زنده است و بعد از مرگ هیچ گونه اختیاری وجود ندارد.همچنین در این سریال گفته می شود که اکثر مردم در برزخ تا روز قیامت علاف و سرگردان هستند در حالی که طبق روایات بهشت و جهنم برزخی وجود دارد و به هیچ وجه چنین نیست.بنده این سریال را مجموعا بسیار ضعیف ارزیابی می کنم.
امروزه مشکلات فرهنگی و اجتماعی زیادی دامنگیر جامعه ی ماست.از جمله این مشکلات فرهنگی معضل بد حجابی است.به راستی این مشکل ریشه در کدام کاستی ها و غفلت ها دارد؟ در مرحله ی بعد می توان پرسید راه حل این مشکل چیست؟ برای یافتن راه حل درست ابتدا باید ریشه های معضل را درست بشناسیم و گرنه به بیراهه خواهیم رفت.
برای این معضل اجتماعی می توان دو گونه عامل شناسایی کرد: عوامل داخلی و عوامل خارجی.
عوامل داخلی به کم کاری و غفلت عناصر فرهنگی خودی بر می گردد. از جمله این عوامل می توان به عوامل ذیل اشاره کرد:
- توجه دولتمردان به توسعه اقتصادی به سبک غربی در نظر گرفتن اثرات آن بر فرهنگ در سالهای پس از جنگ
- غفلت از تبیین علمی و عقلی مسئله ی حجاب و عفاف توسط روحانیون
- عدم حمایت و نظارت دولت بر تولید ارزان لباس های تولید داخل با معیارهای اسلامی
- غفلت از ترویج فرهنگ عفاف و حجاب و آثار و نتایج مثبت آن بر فرد و اجتماع در رسانه ها
از جمله عوامل خارجی می توان به عوامل زیر اشاره نمود:
- ترویج معیارها و ارزش های فرهنگی غربی توسط رسانه های استکباری
- ورود بی حساب لباس های غربی بدون ضابطه و به صورت قاچاق
این روزها وقتی سریال زیبای مختارنامه را تماشا می کنم بیش تر پی می برم که مشکلات جمهوری اسلامی همان مشکلات حکومت مختار است:
وقتی ابراهیم اشتر بعد از آن همه خدمت دچار غرور می شود و فردی که برادر و مشاور اوست در گوشش می خواند که "نا انصافی است بعد از این همه خدمت سخت را نشنوند."
وقتی تجار کوفه دست در دست دشمن برای خالی کردن پشت جبهه خودی تلاش می کنند و فقط به فکر سود مادی خود هستند و سرنوشت اسلام و نهضت برایشان اهمیتی ندارد.
وقتی افرادی مثل احمر بن شمیط خام سخنان مشاور نابکارش ابن وهب می شود و به نیروی مخلص نهضت کیان بدگمان می شود.
شاید وقتی این سریال را تماشا می کنیم خیلی از ما از رفتارها و جفاهای نیروهای نهضت به امیر مختار ناراحت می شویم اما تا به حال فکر کرده ایم که خود چه جفاهایی بر رهبر و نهضتمان کرده ایم؟
وقتی که آقای احمدی نژاد بعد از آن همه شعار ولایت گرایی به خاطر خدماتش دچار غرور می شود و علی رغم فرمایشات رهبری مبنی بر عمل کردن به قانون در مقابل مجلس می ایستد و به قانون دهن کجی می کند بعد هم در آن قضیه کذایی 11 روز قهر می کند!
وقتی بعضی از تاجران و دست اندر کاران اقتصاد در این بلبشوی اختلافات داخلی و تحریم های دشمن ارزاق مردم را به پول خون پدرشان در اختیارشان قرار می دهند و از این اوضاع برای خود کیسه دوخته اند!
وقتی جناب دکتر احمری نژاد!!! به مشاور و یار دیرینش جناب مشایی اعتماد مطلق دارد و با مشاوره های ایشان به نیروهای کارآمد و مخلص دولت بدگمان می شود و آن ها را کنار می گذارد!
چه می شود گفت وقتی همه مان شعار ولایت مداری و قانون گرایی سر می دهیم ولی عملمان چیز دیگری را نشان می دهد، امید که از سریال مختارنامه عبرت بگیریم و به خاطر زبیری ها و مروانی ها هم که شده دست از اختلاف و تفرقه و خودسری برداریم...ان شاالله
من انتقاد دارم... انتقاد به آقایان علما...آقایانی که عنوان آیت الله، حجت الاسلام و ... را یدک می کشند...انتقاد به این که چرا در مقابل انحرافات نمی ایستند و فقط انتظار دارن دولت با قوه ی قهریه جلوی انحرافت را بگیرد... سوال من از این آقایان این است که اگر قرار است دولت با زور مردم را به راه خدا هدایت کند پس شما چه کاره اید و از مال امام زمان(عج) را به چه بهانه ارتزاق می کنید؟!...
شما حضرات از وضع حجاب در جامعه دائما می نالید و یکسر دولت را به اهمال در این باره متهم می کنید ولی سوال من این است که خود شما در راه گسترش حجاب چه کرده اید؟ آیا کل حوزه ی علمیه در این 30 سال پس از انقلاب به اندازه ی کتاب "مسئله ی حجاب" شهید مطهری در رابطه با حجاب تولید علمی (نه نقل صرف آیات و احادیث حجاب) داشته است؟ راستی اگر قرار بود مردم با زور با حجاب شوند بعد از دهه ی شصت که لباس مردم را با موکت بر در خیابان می بریدید باید همه مردم باید با حجاب می شدند و امروز وضع حجاب به این صورت نبود.حتما می پذیرید که هر افراطی تفریطی در پی دارد...
آقایان شما همیشه ادعا می کنید که اسلام از تمام مکاتب بالاتر است و روزی بر تمام جهان حکم خواهد راند ولی در عمل برای این منظور چه کرده اید؟ آیا توانسته اید مکتب فلسفی مناسب با جهان امروز تبیین کنید؟ آیا توانسته اید برای نظام سیاسی اسلام تئوری پردازی کرده اید؟ پس چگونه انتظار دارید ملل دیگر جهان از مکتب و نظام شما الگو برداری کنند؟
راستی ای بزرگواران آیا در دین اسلام عدالت اجتماعی و اقتصادی مهم تر است یا شکیات نماز و مسائل حیض و نفاس؟ اگر جواب مثبت است در طول 30 سال پس از انقلاب شما چقدر درباره ی نظام عدالت محور سیاسی،اجتماعی و اقتصادی اسلام تولید تئوری تئوری و نرم افزار کرده اید؟
این روز ها حس میکنم در بن بستی عجیبی گیر کرده ام...
شاید این آیه را بارها خوانده باشم:" من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب..."
پس مشکل از من است...
من قسمت دوم آیه را از خدا انتظار دارم ولی غافل از این که این آیه شرطی دارد و آن "تقوا ورزیدن" است...
آری مشکل من بی تقوایی است...